هزار تا پنجشنبه گذشت نيومدي به ديدنم
تنم پوسيد به زير خاك اما هنوز منتظرم
هفته ها رو شمردم و پنجشنبه چشم برات بودم
نيومدي نديدمت بدجوري دلتنگ توئم
خودت گفتي تا وقتي كه زنده ام پيشم نمياي
گفتي كه وقتي بميرم سر مزار من مياي
رفتي و حتي يه دفعه سراغ من نيومدي
موندي به پاي حرفاتو به خوابمم نيومدي
اما حالا كه مردم و به زير خاكها خوابيدم
چرا سراغم نمياي شايد كه بردي از يادم
نميدونم شايد برات سخته كه ديدنم بياي
شايد كه فرصت نداري يا كه نميخواي تو بياي
با اينكه ميدونم ديگه هرگز سراغم نمياي
نبايد چشم برات باشم ديگه تو پيشم نمياي
اما منتظر ميمونم بازم روزا رو ميشمرم
مثل تموم هفته ها پنجشنبه ها منتظرم ...
بهت پيغوم دادم بيا تا قبل مرگ ببينمت
بيا تا آخرين دفعه توي آغوش بگيرمت
شنيدي اما دل تو يه ذره به رحم نيومد
انگار نه انگار بي خيال عمر منم به سر اومد
بهت خبر دادند بيا كه عاشقت دق كرد و مرد
به ياد تو بود قبل مرگ تو رو ندید و جون سپرد
شنيدي اما باز دلت به حال من نسوخت گلم
فكر كردي كه دروغ ميگن نيومدي به ديدنم
تن بي جون و خستمو پيچيدند توي يك كفن
گفتم نزاريدم تو قبر هنوز نديدم اونو من
منو گذاشتند توي قبر اما نيومدي گلم
خاكها رو ريختند رو تنم وداع نكردي تو با من
رفتم و يك قبر كوچيك شد خونه ي آخر من
يه سنگ مشكي چند تا خط شد آخرين نشون من
روزهاست كه داره ميگذره نيومدي به ديدنم
باورت انگار نشده به زير خاكها خوابيدم
فكر نميكردم اينقده دل تو سنگ باشه گلم
فكر نميكردم كه نياي تو رو نبينم و برم
حالا روزاي هفته رو ميشمرم تا كه تو بياي
پنجشنبه ها منتظرم كدوم پنجشنبه تو مياي؟
وقتي ميذارنم تو قبر نگام بكن عزيز من
بزار تا آروم بگیره این دل بیقرار من
يه مشت خاك تو بردارو رو تن بي جونم بريز
با من وداع كن و دیگه تو اشك چشماتو نريز
قسمت نشد كه قبل مرگ تو رو ببينم و برم
نشد كه دستاي تو رو من توي دستام بگيرم
رفتم ولي تا دم مرگ به ياد و چشم به رات بودم
نيومدي با چشم خیس از اين دنيا پر كشيدم
ازت ميخوام بعضي روزا بياي سر مزار من
گاهي وقتا يادم كني اشك نريزي براي من
تو رو سپردم به خدا خدانگهدارت باشه
وعده ي ديدار ما هم گلم تو اون دنيا باشه
بخند به گريه هاي من حرفي ندارم كه بگم
شكستن منو ببين ببين كه دارم ميميرم
ببين كه پيش چشم تو شكست دل و غرور من
ببين چه زود تموم شدم نشست غما تو دل من
نگام كن و بهم بخند ببين كه خم شده تنم
دلت نسوزه واسه من تو لحظه هاي آخرم
اين سرنوشت منه و سزاي دل شكستنه
عاشق تو بودم و عشق تنها گناه دلمه
به جرم دوست داشتن تو بايد كه تنها بمونم
بايد بهم بخندي تو بايد كه از تو بگذرم
دلم شكست اما هنوز از ته دل دوست دارم
اشكام ميباره اما من تو رو نفرين نمي كنم
امروز تو خنديدي به من اشك چشامو ديدي تو
يه روز مياد عاشق بشي اشك بريزن چشماي تو
اون روز ميفهمي حالمو اون روز دل تو ميشكنه
ميفهمي چه كردي با من اون روز دل تو ميگيره
اون روز ميفهمي عاشقي معني و مفهومش چيه
شكستن دل عاشق چه جوريه چه حاليه
بخند بخند به گريه هام خندتم به دل ميشينه
نگام بكن نگاه تو ميخوام كه يادم بمونه
ميخوام تو لحظه هايي كه ديگه تو نيستي پيش من
هميشه به يادت باشم يه وقت نري از ياد من
ميخوام وقت دلتنگيام ياد تو آرومم كنه
دستاي تو تو روياهام اشك چشامو پاك كنه
ميخوام هميشه همه وقت نگات جلو چشام باشه
اسم قشنگت عزيزم هميشه رو لبام باشه
برو و با يار جديد زندگي تازه بساز
برو و به يادت نيار هم منو هم اين شب و روز
خدانگهدار عزيزم ميسپارمت دست خدا
بايد فراموشت كنم چيزي نمونده بين ما
آرزو ميكنم واست كه تو دلت غم نشينه
نياد يه روزي عشق تو بره و تنهات بزاره ...
جمشید دانیال
چه زود ازم خسته شدی چه زود از یاد بردی منو
چه زود یکی دیگه اومد جامو گرفت تو دل تو
چه زود تموم شد روزای خوب و قشنگ عاشقی
چه زود تموم شد جمله ی دوست دارم فقط تو رو
منو فریب میدادی و نمیدونستم که میری
باور میکردم حرفاتو فکر میکردم که عاشقی
قلب منو گرفتی و اسیر دست تو شدم
مثل عروسک بودم و یه روز برات کهنه شدم
یه روزی فهمیدم ولی دیر بود واسه پشیمونی
قلبم شکسته بود و من دیگه بودم یه قربونی
بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من
منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من
من موندم و روزایی که جز غم برام چیزی نداشت
تک تک خاطراتی که اشکو توی چشام گذاشت
نمیدونم به جرم عشق یه عمره که زندونیم
توی آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم ...
یکسال دیگر هم گذشت ...
جمشید دانیال
بزار واسه آخرين بار اسم تو رو صدا كنم
زل بزنم توي چشات بهت بگم دوست دارم
بزار تا تو قاب دلم عكس چشاتو بزارم
بزار واسه بار آخر دستاتو تو دست بگيرم
بزار بگم حرفايي كه شايد برات تكراريه
اما همه حرف دله بزار نگفته نمونه
بزار بگم شايد دلت بسوزه واسه دل من
شايد پشيمون بشي و پيشم بموني گل من
خودت ميدوني كه تو رو از ته دل دوست دارم
طاقت دوري تو رو حتي يه لحظه ندارم
خودت ميدوني نباشي ثانيه ها پر از غم اند
روز و شبا همه يكي بدون تو تكراري اند
اگه بري دوريتو من چه جوري طاقت بيارم
جاي خاليتو چه جوري آخه با چي پر بكنم
آخه چه جوري با چشام رفتنتو نگاه كنم
آخه چه جوري باشم و بي تو زندگي بكنم
لحظه ي رفتنت گلم هيچوقت از يادم نميره
ميشه كابوس هر شبم جلوي چشمام ميمونه
خداحافظ نگو برو طاقت دوري ندارم
بزار خيال كنم يه روز تو رو دوباره مي بينم
بزار تا با خيال تو غما رو از ياد ببرم
بزار با خاطرات تو روز و شبا رو سر كنم
خداحافظ نگو برو هميشه چشم به راهتم
تا دم مرگ به ياد تو ديونه و عاشقتم ...
جمشید دانیال
تكيه به شونه هام بده اي همه ي دنياي من
اشكو توي چشام ببين بمون بمون كنار من
نرو كه از دوري تو دلم پر از غصه مي شه
ابراي چشمام باروني دنيا برام قفس مي شه
بمون و تكيه كن به من نزار كه بشكنه دلم
بزار تا زنده باشم و حس بكنم كه عاشقم
نفس تويي نباشي تو اين مرد خسته ميميره
دنيا تويي نباشي تو تو زندون غم اسيره
تو باش و با چشم سيات به قلب خستم جون بده
خنده رو رو لبهام بزار به زندگيم معنا بده
نزار كه از غصه ي تو تو تنهايي جون بكنم
نزار كه باورم بشه به آخر خط رسيدم
بمون و تا آخر عمر بزار تا عاشق بمونم
نرو منو تنها نزار بدون تو نمیتونم ...
نگاه آخرين تو هنوز در خاطرم مانده
خداحافظ خداحافظ هنوز در گوش من مانده
جمشيد دانيال
منو گذاشت تو غربت رفت و تو جاده گم شد
اون رفت و چشمای من پشت سرش باریدند
غصه و غم تو دلم اومدند و نشستند
نگاه آخرش رو تو قاب دل گذاشتم
برای آخرین بار گفتم که دوستت دارم
دنیای من یکباره همه تار و سیاه شد
آرزوهام سوختن و دلم تنگ چشاش شد
با رفتنش واسه من خونه مثل قفس شد
موندم تو زندون و اون برام مثل نفس شد ...
جمشید دانیال



